|
|
|
||
پیدای پنهان
سال سوم ادبیات و علوم انسانی استان بوشهر پایگاه ششم شکاری دبیرستان و مرکز پیش دانشگاهی شهید حسین خلعتبری زیر نظر سرکار خانم بتول صادق مرند پاییز 83 مهدویت در زرتشت مهدویت دریهود مهدویت در مسیحیت حضرت مهدی و ادیان زرتشتیان و موعود اندیشه موعود در زرتشت مسیحیان و بازگشت مسیح مهدی در قرآن اندیشه موعود در مسیحیت ![]()
|
Saturday, January 15, 2005
![]() خسته ترین منم آن خسته ترین خسته شبی یارم باش باش با این غم دیرینه و غمخوارم باش با نگاهی که شب افروزترین شعر شب است روشنی بخش دل تیره و تب دارم باش با غم آمیزترین درد خدا می سازم دردم عشق است طبیب دل بیمارم باش ای که در آینه ام رنگ خدایی داری چهره بنمای وشبی مژده دیدارم باش دل اسیر است در این کهنه حصار شب و روز تو بیا پنجره ی آبی دیوارم باش شعر از: محبوبه روحی
Friday, January 14, 2005
![]() مهدویت در زرتشت در دین زرتشت، موعودهایی معرفی شده اند كه آنان را " سوشیانت " می نامند . این موعودها، سه تن بوده اند، كه مهمترین آنان، آخرین ایشان است و او " سوشیانت " پیروزگر خوانده شده است. از جمله كتب زرتشتیان می توان به كتابهای اوستا، زند، جاماسب نامه و … اشاره نمود . گاثاها: 1 ـ " كی ای مزدا، بامداد روز فراز آید، جهان دین راستین فرا گیرد. با آموزشهای فزایش بخش پرخرد ، رهانندگان كیانند ؟ آنانی كه بهمن به یاری ایشان خواهد آمد؟ از برای آگاه ساختن من تو را برگزیدم ، ای اهورا ." در پاورقی ذیل عبارت مذكور این گونه توضیح داده شده : یعنی كی بامداد رستگاری خواهد دمید و مردم دین راستین خواهند شناخت؟ كی خواهد بود آن روزی كه از كوشش رهانندگان (= سوشینت) دین و آموزش رواج خواهد گرفت؟ آن رهانندگانی كه بهمن (= منش نیك) آنان را در كوششان در راه دین گستری یاری خواهد كرد، كیانند؟ 2 ـ "به بد کیش تباهی سزد. اینان که آرزومندند ارجمند را خوار کنند، آن پست شمارندگان آیین که به کیفر ارزانی اند. کجاست آن داور درست کردار که زندگی و آزادی از آنان برباید؟ " در پاورقی ذیل عبارت مذكور این گونه توضیح داده شده : سرانجام بدکیشان و کسانی که خواستارند ارجمندان و برگزیدگان را خوار کنند و دین راستین پست دارند به سزای خود خواهند رسید... اما در همین جهان کو آن شهریاری که از روی داد و آیین آنان را رام و فرمانبردار سازد.
Thursday, January 13, 2005
![]() مهدویت دریهود یهودیان معتقدند كه در آخر الزمان منجی و رهاننده ای به نام "ماشیح" ظهور خواهد كرد كه او را از نسل حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ می شمارند. لازم به تذكر است كه موعود مسلمانان، حضرت مهدی ـ علیهالسلام ـ نیز از طرف مادرشان به حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ می رسند! زبور در زبور حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ كه تحت عنوان " مزامیر " در كتاب عهد عتیق آمده است، نویدهایی در مورد ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ داده شده است. تا جایی كه می توان گفت ، در هر بخش زبور اشاره ای به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران، و تشكیل حكومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یك دین محكم و آیین مستقیم موجود است. جالب توجه اینكه مطالبی كه قرآن كریم پیرامون ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از زبور نقل كرده، در زبور فعلی عیناً موجود است، و از تحریف مصون مانده است. قرآن كریم چنین می فرماید: " و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ." " همانا بعد از ذكر در زبور نوشتیم: زمین به صالحان به ارث خواهد رسید. " طبق روایات متواتر اسلامی، این آیه مربوط به ظهور حضرت مهدی ـ علیهالسلام ـ می باشد. 1 ـ " … زیرا شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندك زمانی شریر نخواهد بود، در مكانش تأمل خواهی كرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد … زیرا كه بازوان شریر شكسته خواهد شد و اما صالحان را خداوند تأیید می كند، خداوند روزهای كاملان را می داند و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد. " 2 ـ " … قومها را به انصاف داوری خواهد كرد. آسمان شادی كند و زمین مسرور گردد … صحرا و هرچه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود، به حضور خداوند، زیرا كه می آید. زیرا كه برای داوری جهان می آید. ربع مسكون را به انصاف داوری خواهد كرد و قومها را به امانت خود. " تورات در سفر پیدایش چنین می خوانیم: " نام تو ابراهیم خواهد بود … اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم ، اینك او را بركت داده بارور گردانم، و او را بسیار كثیر گردانم، دوازده رئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم … از ابراهیم امتی بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد و جمع امتهای جهان از او بركت خواهند یافت. " نکته: از نسل حضرت اسماعیل ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ تنها یک پیامبر یعنی وجود مقدس پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به رسالت برگزیده شدند. به علاوه تمامی جانشینان آن حضرت نیز از نسل حضرت اسماعیل ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ می باشند. 3 ـ " نهالی از تن ه " یسی " بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش قد خواهد كشید و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت … مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان، زمین را به راستی حكم خواهد نمود … گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند … و در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند كرد. زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را می پوشاند ." " یسی " (در بعضی نسخ " یشی " آمده است) به معنی " قوی " نام پدر حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ است و چنانكه ذكر شد موعود ما حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از طرف مادر به او می رسند . 4 ـ " … و بسیاری از آنانی كه در خاك زمین خوابیده اند، بیدار خواهند شد … و آنان كه بسیاری را به عدالت رهبری می نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو ای دانیال كلام را مخفی دار و كتاب را تا آن زمان مهر كن … خوشا به حال آنان كه انتظار كشند. " 5 ـ " اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش، زیرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد … بلكه جمیع امتها را در نزد خود جمع می كند و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم می آورد ." 6 ـ " … و در ایام آخر واقع خواهد شد … جمیع امتها به سوی او روان خواهند شد … او امتها را داوری خواهد نمود … امتی بر امتی شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهند افرو خت. " 7 ـ " … آنگاه انصاف در بیابان ساكن خواهد شد، و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید، و عمل عدالت ، سلامتی و نتیجه عدالت ، آرامی و اطمینان خواهد بود تا ا ب دالآباد و قوم من در مسكن سلامتی و در مساكن مطمئن و در منزلهای آرامی ساكن خواهند شد. " برای توضیح بیشتر می توان در " عهد عتیق " به كتابهای اشعیا نبی (فصل 1 و 45) ، ذكریا نبی (فصل 14) ، صفنیاء نبی (فصل 3) ، سلیمان نبی (فصل 2) ، حجی نبی (فصل 2) ، اول سموئیل (فصل 2) ، دوم سموئیل (ف ص ل 12 و 23) و حزقیال نبی (فصل 21) مراجعه نمود.
Wednesday, January 12, 2005
![]() مهدویت در مسیحیت در این آیین و كتابهای مقدس ، این آیین نیز بشارتهای روشنی دربار ه موعود آخرالزمان رسیده است. از جمله كتب مسیحیت میتوان به انجیل متی، لوقاء ، مرقس، برنابا و مكاشفات یوحنا اشاره كرد. مسیحیان معتقدند حضرت مسیح موعود یهود می باشد. یهودیان ناكامی آن حضرت را در تشكیل حكومت جهانی، دستاویز رد آن مدعا نموده اند. انجیل در انجیل برنابا نویدهای مهدی ـ علیه السلام ـ به صراحت آمده است، ولی نظر به اینكه مسیحیان آنرا معتبر نمی دانند، در اینجا فقط نویدهای موجود در اناجیل معتبر از نظر آنان را می آوریم. 1 ـ " همچنانكه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد … آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینهزنی كنند و پسر انسان را ببینند كه بر ابرهای آسمان، با قوت و جلال می آید … آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچكس اطلاع ندارد و حتی ملائكه آسمان، جز پدر من و بس … لهذا شما نیز حاضر باشید زیرا در ساعتی كه گمان نبرید پسر انسان می آید. " 2 ـ " … اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائكه مقدس خود آید، آنگاه بر كرسی جلال خود خواهد نشست، و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا می كنند به قسمتی كه شبان، میشها را از بزها جدا می كند. " 3 ـ " … آنگاه پسر انسان را ببینید كه با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا به اقصای فلك فراهم خواهد آورد … ولی آن روز و ساعت غیر از پدر هیچكس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس بر حذر و بیدار شده دعا كنید، زیرا نمی دانید كه آن وقت كی می شود … " 4 ـ " … كمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را می كشند، كه چه وقت از عروسی مراجعت كند، تا هر وقت آید و در را بكوبد بیدرنگ برای او باز كنند. خوشا بحال آن غلامان كه آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد … پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی كه گمان نمی برید پسر انسان می آید. " لازم به تذكر است كه: كلمه " پسر انسان " مطابق نوشته " مستر هاكس آمریكایی " در كتاب خود " قاموس كتاب مقدس " 80 بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تكرار شده كه فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی قابل تطبیق می باشد (قاموس مقدس، ماده پسر خواهر ، صفحه 219) و 50 مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن می گوید كه در آخرالزمان ظهور خواهد كرد، عیسی نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او جز خدا كسی اطلاع ندارد و او كسی جز حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ نمی باشد.
Tuesday, January 11, 2005
![]() حضرت مهدی(عج) و ادیان با تحقيق و جستجو در كتب اديان ومذاهب آسمانى به اين نتيجه قطعى و مسلم مى رسيم كه اعتقاد به آينده نيك و روشن براى جهان و عقيده به پيروزى حق بر باطل اختصاص به مسلمانان ندارد بلكه ساير اديان و مذاهب نيز در اين عقيده با مسلمين شريك مى باشند حال به نمونه هايى اشاره مى نماييم. 1ـ منابع زرتشتى در «زند» كه كتاب مذهبى زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار و وراثت صالحان آمده است: لشكر اهريمنان با ايزدان (طرفداران يزدان) دايم در روى خاكدان ،محاربه و كشمكش دارند و غالباً پيروزى با اهريمنان باشد اما نه بطورى كه ايزدان را محو و منقرض سازد ; چه در هنگام تنگى از جانب ـ اورمزد ـ كه خداى آسمان است، به ايزدان، كه فرزند اويند، يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد، آنگاه پيروزى بزرگ از آن ايزدان مى شود واهريمنان رامنقرض مى سازد و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند... و در «جاماسب نامه» نقل شده است: مردى بيرون آيد از زمين تازيان ،از فرزندان هاشم ،مردى بزرگ ساق و بزرگ سر و بزرگ تن و بر دين جدّ خويش بُوَد... و در جاى ديگر اين كتاب آمده: سوشيانس (نجات دهنده بزرگ) دين را به جهان رواج دهد. فقر و تنگ دستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند. 2 ـ منابع هندى در كتاب «شاكمونى» كه از سردمداران كافران هندو است و به عقيده پيروانش پيامبر و صاحب كتاب آسمانى است، اشاره به وحدت ديانت در زمان آن پرچمدار روحانى جهان نموده، گويد: پادشاهى و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان، كِشن (به لغت هندو نام پيامبر اسلام ص است) بزرگوار تمام شود. وى كسى باشد كه بر كوههاى مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند و فرشتگان كاركنان او باشند... و نيز در كتاب « ديد» كه نزد هندوها از كتب آسمانى است، مى گويد: پس از خرابى دنيا ،پادشاهى در آخرالزمان پيدا مى شود كه پيشواى خلايق باشد و نام او«منصور»، باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود آورد... 3 ـ زبور شريران منقطع خواهند شد، امّا منتظران خداوند، وارث زمين خواهند شد. هان بعد از اندك زمانى شرير نخواهد بود. در مكانش تأمل خواهى كرد و نخواهى بود. و امّا حليمان وارث زمين خواهند شد... و ميراث آنها خواهد بود تا ابد.. 4 ـ تورات و نهالى از تنه ـ بَستى ـ بيرون آمده و شاخه اى از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستى حكم خواهد كرد. 5 ـ انجيل كمرهاى خود را بسته ،چراغهاى خود را افروخته بداريد و شبها مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خودشان را مى كشند... خوشا به حال آن غلامان كه آقاى آنها چون آيد، ايشان را بيدار يابد... پس شما نيز مستعد باشيد ; زيرا در ساعتى كه گمان نمى بريد ،پسر انسان مى آيد.
Monday, January 10, 2005
![]() زرتشتیان و موعود در هزاره گرايي زرتشتيان و باور آن ها در مورد موعود , انتظار ظهور سه منجي از نسل زرتشت مطرح است . اين اصلاح طلبان يكي پس از ديگري در راس هر هزاره ظهور كرده , جهان را پر از عدل خواهند نمود. « هوشيدرو » هزار سال پس از زرتشت , « هوشيدرما » , دوهزار سال پس از وي و « سوشيانس » يا سوشينت سه هزار سال پس از پيامبر ) saoshiant ( زرتشتيان , خواهند آمد و با ظهور سوشيانس جهان پايان خواهد يافت . (9 ) سوشيانس در آيين زرتشت جنگاور پيروز وعادل است كه رسالتي جهاني و عالمگير بر دوش دارد و با ريشه كن ساختن تباهي جهاني نوبنياد مي كند : « از اين جهت , سوشينت است كه او به سراسر جهان سود خواهد بخشيد(10 ) باور زرتشتيان آن است كه وي با اهريمنان ستيز خواهد كرد و پس از شكست آنان , انسان را برجايگاه اصلي خويش خواهد نشاند. « لشكر اهريمنان با ايزدان دائم در روي خاكدان محاربه و كشمكش دارند و غالبا پيروزي با اهريمنان باشد. آنگاه پيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازند و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان , عالم كيهان به سعادت اصلي خود رسيد. بني آدم بر تخت نيك بختي , خواهد نشست . (11 ) و در پايان , سوشيانس با ريشه كن ساختن فقر , فلاكت و تنگدستي « مردم را هم فكر , هم گفتار و هم كردار مي گرداند . » (12 ) 9 ـ توفيقي , حسين , آشنايي با اديان بزرگ , ص .66 10 ـ فروردين شيت فقره .129 11 ـ مصلح جهاني , ص .59 12 ـ جاماسب نامه , بنقل از مصطفوي , علي اصغر , سوشيانت يا سير انديشه ايرانيان در باره موعود آخرالزمان , صص 170 , 171 , با اندكي تصرف
Sunday, January 09, 2005
![]() اندیشه موعود در زرتشت سوشينت از ريشه سو، (su) ، به معناى «سود رساننده» است . اين مفهوم، فىالجمله، اشاره به كسانى است كه به نوبت در راس هر هزاره از واپسين سه هزاره روزگار مىآيند تا پليدى را ريشهكن و جهان را نو كنند . مهمترين ايشان آخرينشان است . اما اين آموزه پيچيدگىهايى نيز دارد . از اين رو، ابتدا بايد سير تحول و تكامل انديشه سوشينت را وارسيم . سوشينت ابتدا در گاتها، مهمترين و اصيلترين بخش اوستا، به صيغه مفرد و به عنوان صفتى كه زرتشتخويش را بدان خوانده آمده است; آنجا كه او در مناجاتى با مزدا از او مىخواهد كه سوشينت را از سرنوشتخويش با خبر سازد (در اينجا زرتشت فتسوشينت را براى خودش به كار برده است .) در همان گاتها، از سوشينتبه صيغه جمع، و همراه با مضامينى درباره اخبار از آينده، ياد مىكند . مثلا دريسنا، هات 34، بند13 مىگويد: «اى اهورا ! راهى كه به من نشان دادى راه آموزش سوشينتهاست، كه كار نيك در پرتو راستى و شادمانى به بار آورد» . (27) دراينجا و در ديگر جاهاى گاتها، مفهوم سوشينت صفتى است كه بر همه خيرانديشان و مصلحان گذشته و آينده قابل انطباق است . اما در كتابهاى متاخر زرتشتى، زمزمه سوشينتهاى آينده، كه نوكننده جهانند و هنوز زاده نشدهاند، آغاز مىشود . در يشتها، در چندين فقره از استروت ارت، و دو كس ديگر كه پيش از او ظهور خواهند كرد، و همچنين از يارانشان ستايش مىكند . (28) در برخى از اين فقرهها، اشاراتى حاكى از جهانى بودن رسالتسوشينت مىيابيم: «از اين جهت، سوشينت است كه او به سراسر جهان سود خواهد بخشيد .» (29) در ونديداد به محل ولادت وى اشاره كرده و او را سوشينت پيروزگر خوانده است: «تا آنكه سوشينت پيروزگر از آب كيسانيه، در سمت مشرق، در جهات شرقيه متولد شود .» حتى از نام مادران سوشينتهاى سهگانه نيز در جايى ياد كردهاند . (30) و بالاخره، در همان يشتها از آمدن استروت ارت يا سوشينت پيروزگر با قهرمانان اسطورهاى، فريدون، افراسياب و كيخسرو، خبر مىدهد . (31) همچنين براى او به نوعى كاركرد رهايىبخشى قائل شده است و از ياورانش به نيكى و بزرگى ياد مىكند . در همانجا، نويد شكست منش بد از منش خوب، دروغ از راست، گرسنگى و تشنگى به دستخرداد و امرداد، و هزيمت اهريمن و يارانش را سر مىدهد . انديشه منجى موعود در زرتشتىگرى از چنين سرچشمههايى جريان يافته و اكنون به صورت آموزهاى مهم و پرشاخ و برگ درآمده است . در سنت متاخر زرتشتى، اين آموزه را به آخرتشناسى پيوند مىدهند، به گونهاى كه ظهور منجى با جريانات روز محشر و داورى، درهم آميخته است، گويا قيامت در همان زمان و در همين زمين برپا مىشود و حوادث آن جهان، همچون نوشدن عالم (فرشگرد)، را در پى خود مىآورد . (32) از سويى، با افزون دانستن تعداد رهانندگان، از يكى به سه نفر، آموزه سوشينتها را با چرخه زمان و پايان دوران، سازوار يافتهاند; به اين ترتيب كه حوادث روز رستاخيز را در پيوستبا زمان و كاركرد سوشينت مىآورند . در كتاب بندهش، از متون دينى متاخر زرتشتيان، پس از ياد كردن اوضاع مردمان در هنگام ظهور سوشينت، مىگويد: «پس از آن سوشينت مردگان را برمىخيزاند . . . (33) » ، آنگاه به تفصيل به جريان روز داورى مىپردازد . بدينسان، انديشه منجى موعود در دين زرتشتى از رسته «موعود نجاتبخش جمعى» است، زيرا از قيام عليه بدى، دروغ و كژى سخن مىراند و آيندهاى را نويد مىدهد كه تمام مردمان يكجا به رهايى و آسايش مىرسند، نه چونان موعود بودايى مهايانهاى كه بيشتر به نجات هركس و رساندن او به مقام بودايى، در هر عصر و در پايان، نظر دارد . در جمله موعودهاى نجاتبخش جمعى، موعود زرتشتى را نمىتوان رهايشگرى «صرفا اجتماعى» شمرد، زيرا فارغدل از معنويت مردم نيز نيست، اما معنويتى بيشتر اخلاقى، كه آن را نيز در سمت و سوى آسايش و امنيت اجتماعى مىخواهد . در نگاهى ديگر، انديشه موعود زرتشتى، همانند موعود اسلامى، هندويى، بودايى و مسيحى، انديشهاى «جهانشمول» است نه «قوممدار» . برخاستن سوشينت از ايران و از تخمه زرتشت، با فراگيرى رسالت وى در تضاد نيست . همچنين به سختى مىتوان ايران - محورى انديشه موعود زرتشتيان را دليل بر قوممداريش گرفت; زيرا در متون ايشان مانند اين گفته كم نيست كه: «همه مردم گيتى همنشن (هممنش)، همگوشن (همگويش)، و همكنش (همكنش) شوند .» (34) شايد بتوان گفت، انديشه موعود رهاننده در آيين زرتشتى «رو به گذشته» دارد، و يكسره به زنده كردن گذشتهاى پرنور و سرور مىانديشد، يعنى نخستين سه هزاره اول تاريخ، كه در آن اورمزد سلطنت مىكرد بىآنكه اهرمن در حكم او خللى آورد . (35) چه بسا گفته شود، اگر وعده زرتشتىگرى در سههزاره آخر عالم سر مىرسد، و اگر، چنانكه سنت زرتشتيان مىگويد، در هر هزاره آخرين موعودى ظهور مىكند، پس موعودباورى زرتشتى را بايد در زمره انديشههاى موعودى «رو به آينده» و «مقطعى» (از نوع «هزارهگرا») انگاشت; و باز، با توجه به اهميت پرده آخر اين ماجرا، موعود زرتشتيان را بايد در كنار «موعودهاى پايانى» اديان نشاند . اما اگر «رو به آينده» بودن موعود را به اين معنا بدانيم كه نويد اوضاع ديگرى جز آنچه در گذشته تاريخى يا اساطيرى رخ نموده استبدهد، يا لااقل آن آموزهها يا حقايقى را كه در گذشته تعليم شده است تكميل كند، يا حتى تفسيرى ژرفتر از آن به دست دهد، در اين صورت كمتر موعودى را بديننام و نشان خواهيم شناخت، و احتمالا موعود زرتشتى از آن جمله نخواهد بود . در آخرين نگاه، و در پرسشى ديگر، موعود زرتشتى را موعودى كاملا «شخصى» مىيابيم كه چونان مسيح نزد مسيحيان، و ميتريه نزد بوداييان مهايانهاى، از الوهيتبهرهمند نيست، بلكه صرفا بشرى اسطورهاى از پشت زرتشت است كه تخمهاش معجزآسا پس از گذشتسههزار سال در رحم مادرى باكره جاى مىگيرد تا به دنيا آيد، بجنگد و پيروز شود . گرچه گفتيم آخرين نگاه، اما اين را هم بايد افزود كه موعود زرتشتى از جمله موعودهاى داراى «كاركرد كيهانى» در شمار است; پيوند آن با پايان عالم، گواهى بسنده بر اين باور است . اما اين خصيصه قابل ملاحظه را نيز دارد كه به نوعى حلقه واسطه حوادث پايانى اين عالم با رويدادهاى نخستين آن سرا محسوب مىشود . گويى صحنه رستاخيز و داورى و صراط و بهشت و دوزخ را به همين جهان مىكشاند و در همين زمين برپا مىكند . پی نوشت: 27) گاتها، سرودههاى زرتشت: ترجمه موبد فيروز آذر گشسب، انتشارات فروهر . 28) فروردين يشت، فقره 110 و 117 و 128 و 129 29) فروردين يشت، فقره 129 30) فروردين يشت، فقره 142 و 143 31) اين آموزه را مىتوان به عنوان شاهدى بر مفهوم «رجعت» در آيين زرتشت مطالعه كرد . 32) در اين باره بنگريد به دينكرد و همچنين به بندهش (از متون زرتشتى قرن سوم هجرى .) 33) اين فراز به دلالت كتاب سوشيانتيا سير انديشه ايرانيان درباره موعود آخرالزمان، ص109 يافتشد . آقاى علىاصغر مصطفوى دراين اثر سير مطالب مربوط به منجى موعود در دين زرتشتى را در كتابهاى مقدس و دينى زرتشتيان پى گرفته است . 34) از جاماسبنامه، از متون دينى زرتشتىگرى; به نقل از كتاب سوشينتيا سير انديشه ايرانيان درباره موعود آخرالزمان، ص170 35) بنگريد به: دوشن گيمن، دين ايران باستان، ترجمه رويا منجم، ص382 .
Saturday, January 08, 2005
![]() مسیحیان و بازگشت مسیح انديشه بازگشت عيسي (ع) يكي از باورهاي جامعه مسيحيت را تشكيل مي دهد. اين شوق و انتظار در بخش هاي قديمي تر عهد جديد, مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونيكيان به خوبي منعكس شده است, اما در رساله هاي بعدي مانند رساله هاي پولس به تيموتا و تيطس, همچنين رساله هاي پطرس, به بعد اجتماعي مسيحيت توجه گشته است. ((كمرهاي خود را بسته و چراغ هاي خود را افروخته بداريد. بايد مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند كه چه وقت از عروسي مراجعت كند تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد پس شما نيز مستعد باشيد, زيرا در ساعتي كه تا گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد)). مسيحيت ضمن تاكيد بر غير منتظره بودن بازگشت عيسي, هدف از اين بازگشت را ايجاد حكومتي الهي در راستاي حكومت الهي آسمان ها ارزيابي مي كند. علاوه بر اين ظهور مسيح يگانه راه حل, براي ادامه حيات زندگاني بر شمرده مي شود. روايات اسلامي نيز بر آمدن حضرت مسيح عليه السلام صحه مي گذارند, از جمله آن كه پيامبر صلي الله عليه وآله فرمودند: سوگند به آ، كه جانم به دست او است به طور يقين عيسي بن مريم به عنوان داوري عادل و پيشوايي دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد. همچنين مفسران در تفسير آيه 159 سوره نساء آن را با بازگشت حضرت مسيح در آخرالزمان مرتبط مي دانند و اين آيه را در همين رابطه ارزيابي مي كنند)). به هر حال مساله فرمود آمدن مسيح و بازگشت وي در آخرالزمان از نقاط مشترك انديشه انتظار نزد مسلمانان و مسيحيان است, البته اسلام در اين رابطه منجي موعود را مهدي معرفي نموده, او را پيشواي آخرالزمان تلقي مي كند. از امام باقر عليه السلام نقل شده است: ((پيش از قيامت عيسي عليه السلام به دنيا فرمود مي آيد و هيچ كس از ملت يهود و مسيحي نمي ماند مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان آورد و آ، حضرت پشت سر مهدي نماز مي گذارد. بي گمان بر هر پژوهشگر آگاه و روشن است كه روايات اسلامي و اعتقادات مسيحي در رابطه با ظهور از نزديكي فراواني برخوردار مي باشند. مقايسه خبرهاي رسيده از روايات اسلامي در رابطه با پيشرفت غير قابل تصور علوم در زمان ظهور ايجاد رفاه اجتماعي علائم ظهور و ديگر موارد با آنچه آمده به روشني اين مدعا را ثابت مي كند. نا گفته نماند كه حتي در برخي از انجيل هاي مورد پذيرش گروهي از پروتستان ها به روشني از ظهور نجات دهنده اي صحبت به ميان مي آيد كه از فرزندان پيامبر عربي است, ((مسيح در وصاياي خود به شمعون پطرس مي فرمايد: اي شمعون خداي من فرمود, تو را وصيت مي كنم كه به سيد انبيا كه بزرگ فرزندان آدم و پيغمبر امي عربي است. او بيايد, ساعتي كه فرج قوي گردد و نبوت بسيار شود و مانند سيل جهان را پر كند. بازگشت مسيح از زاويه اي ديگر: همانگونه كه پيش از اين گذشت هزاره گرايي در ميان مسيحيت همواره وجود داشته است, اين انديشه اگر چه در طول تاريخ داراي اوج و افول هاي بسيار بوده است, اما همين كه با گدر از قرن بيستم و ورود به قرن بيست و يكم اميدهاي تازه اي را پديد آورده است , با نگاهي به پايگاه هاي اينترنتي و حجم گسترده اطلاعات آن ها, شور انتظار به راحتي قابل لمس است اين مساله به تنهايي خطر خيز نيست, اما اگر اين مطلب را به علاوه وقوع انقلاب اسلامي, ادعاي زمينه سازي ظهور – كه بوسيله برخي روايات تاييد مي شود نگاه هورمونيك و جهانشمول اسلام جذابيت هاي ذاتي شيعه و محتواي غني آن در نظر بگيريم, مساله پيچيده تر خواهد شد. حال اگر به آنچه گذشت, تماميت طلبي غرب, نظريه جهاني سازي, انديشه پايان تاريخ فوكويا ما و جنگ تمدن ها را بيافزائيم خواهيم ديد, انديشه انتظار يكي از ميادين چالش خيز بين جهان اسلام بويژه ايران و دنياي غرب است. ساخت فيلم هاي روز استقلال, آرماگدون و ماتريس در پايان دهه نود و نوستر آداموس در دهه هشتاد نمادي از همين تقابل است, تقابلي كه با گذشت زمان روز به روز جدي تر مي شود.
|